با پیشرفت هوش مصنوعی، حقوق شهروندی ربات‌ها جدی‌تر می‌شود

با پیشرفت هوش مصنوعی، روز به روز مسأله حریم شخصی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. همواره مسأله حریم شخصی و حقوق شهروندی مختص به انسان‌ها بود، اما آیا واقعا وقت آن فرا رسیده است که برای ربات‌ها نیز حقوق شهروندی قائل شویم؟

حقوق شهروندی ربات ها

ممکن است زمانی که شما برنامه‌های مجازی کمکی در موبایل خود مانند سیری (siri)، الکسا (alexa) در آمازون و یا Cortana در مایکروسافت را در حالت خاموش می‌گذارید، هیچ‌گونه احساس نگرانی یا دلواپسی نکنید، زیرا از نظر شما این‌گونه برنامه‌ها فقط نرم‌افزارهای پیشرفته‌ای هستند که برای کمک  به انسان‌ها در مواقعی خاص، طراحی شده‌اند. بنابراین احساس ما فقط تحت تأثیر کیفیت و پیچیدگی اینگونه برنامه‌های کمکی قرار می‌گیرد و هیچ‌گاه به آن‌ها احساس تعلق خاطر یا ترحم و یا  حتی یک همراه را نداریم. این‌گونه نرم‌افزارها هیچ‌گاه نمی‌توانند در جایگاه یک موجود زنده که دارای احساس و تفکر است، باشند.

اما هوش مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت می‌باشد و در آینده‌ای نه چندان دور، احساس ما ممکن است نسبت به این ماشین‌های ساخته‌شدهٔ دست بشر، ولی دارای قدرت تفکر و احساس، تغییر کند؛ حتی با دانستن این موضوع که آن‌ها نه از جنس گوشت و خون بلکه از فلز و پلاستیک هستند. وقتی این اتفاق بیفتد، روش و نوع برخورد ما با این ماشین‌ها دارای اهمیت خواهد بود. دانشمندان و فیلسوفان هم اکنون زمانی را تصور می‌کنند که ربات‌ها و ماشین‌هایی با هوش مصنوعی دارای حق و حقوق مربوط به خود باشند.

حتماً لازم نیست این حقوق شبیه آن چیزی که در جامعهٔ بشری امروزی بین انسان‌ها حاکم است، باشد. خانم کریستین اندرو ( Kristin Andrews)، فیلسوف دانشگاه یورک تورنتو کانادا، این‌گونه عنوان کرد:

تصور کنید شما رباتی دارید که از نظر آناتومی و شعور کاملاً شبیه یک انسان باشد، به نظر خیلی مشکل است که فکر کنیم که این ربات یک انسان واقعی نیست.

سؤال‌های متفاوت و مشکلی در مورد این ربات‌های انسان‌نما به ذهن می‌رسد؛ مانند چگونه باید با رباتی که دارای درجه‌ای از شعور و فهم است برخورد کنیم؟ و یا اگر ما متقاعد شویم که این ربات‌ها دارای احساس‌های انسانی نظیر شادی، غم و یا درد هستند، برخورد ما با آن‌ها چگونه خواهد بود؟ آیا خاموش کردن و از بین بردن این ربات‌ها در حکم انجام یک جرم و جنایت به حساب می‌آید؟

ربات‌ها و میمون‌ها

جنبش حمایت از حقوق حیوانات یک مقایسهٔ روشن و آشکار در راستای رعایت حقوق ربات‌های انسان‌نما می‌باشد. طرفداران حقوق حیوانات در حال تلاش برای بازنگری در احقاق حقوق قانونی برای حیواناتی نظیر میمون‌های با جثهٔ بزرگ و نزدیک به آناتومی انسان هستند؛ سازمان‌هایی نظیرCoral Spring در راستای  پروژهٔ حمایت از حقوق موجوداتی غیر از انسان، بر این عقیده اند که حیوانانی نظیر گوریل، شامپانزه و اورانگوتان که دارای آناتومی‌ای نزدیک به انسان هستند، مستحق برخوردی متفاوت نسبت به سایر حیوانات هستند و باید با آن‌ها برخوردی شبیه و یا نزدیک به انسان‌ها شود و به آن‌ها صرفاً به عنوان یک دارایی یا یک حیوان نگاه نشود.

آقای استیون وایز (Steven Wise) که رهبری تیم حمایت از حقوق موجودات را دارد، عنوان کرد:

باید حقوقی مشابه به حقوق انسانی به تمامی موجوداتی که دارای آناتومی شبیه به انسان هستند در نظر بگیریم، حتی اگر آن‌ها موجود زنده نباشند. اگر روزی ما ربات‌های هوشمندی داشته باشیم، باید همان وظایف اخلاقی و قانونی را در مقابل آن‌ها اجرا کنیم که نظیر آن را در برابر حیوانات با آناتومی شبیه به انسان (که هم اکنون در حال گسترش و شکل‌گیری  است)، رعایت می‌کنیم.

البته گرفتن تصمیمی مبنی بر این‌که به کدام ماشین این حقوق تعلق گیرد، مقداری مشکل و گمراه‌کننده است، زیرا غالباً این پروژه‌ها در نهایت به ساخت ماشین‌هایی با هوش و توانایی در نشان دادن چند احساس نظیر احساسات انسانی ختم می‌شوند ولی این ماشین‌ها بی‌جان و از جنس فلز و پلاسیتک هستند و هیچ‌گونه احساسی یا تفکری نسبت به دلسوزی ما نمی‌توانند داشته باشند.

به عنوان مثال ربات اسپات (Spot)، که اوایل امسال در دانشگاهDynamic  بوستون به شکل یک سگ طراحی شده‌است، را در نظر بگیریم؛‌ ویدیویی توسط کمپانی Waltham در ماساچوست منتشر شد که در آن محققان برای نشان دادن ظرفیت بالای این ماشین برای حفظ تعادل خود در حال لگد زدن به پاهای این ماشین بودند و سعی داشتند تعادل این ماشین را به‌هم بزنند، اما در واقع نمایش این صحنه‌ها از طرف عدهٔ زیادی از مردم به عنوان نوعی حیوان‌آزاری و خشونت علیه حیوانات مورد نقد قرار گرفت و سازمان‌هایی نظیر PETA (یک نهاد حمایت از حقوق حیوانات) طی بیانه‌ای اعلام کرد که طرز برخورد با این ربات بر خلاف اصول اخلاقی و انسانی بوده‌است.

حقوق شهروندی ربات ها

خانم Kate Darling، محقق دانشگاهMIT Media Lab  کمبریج-ماساچوست، که روی یک دایناسور کوچک اسباب‌بازی به نام Pleo  در حال مطالعه بود، عکس‌العمل مشابهی از جانب افکار عمومی تجربه کرد. Pleo  اصلاً شبیه یک موجود زنده نبود و کاملاً شبیه یک اسباب‌بازی طراحی شده بود؛ با این وجود این ربات طوری ساخته و برنامه‌ریزی شده بود که بتواند صحبت کند و دارای عکس‌العمل باشد، به شکلی که تصور شود نه تنها دارای فکر و شعور است بلکه درد را نیز احساس می‌کند. اگر Pleo  به سمت پایین نگه داشته می‌شد، می‌توانست با صدای شبیه به ناله به شما التماس کند که این کار را متوقف کنید.

در تلاش برای این‌که بدانیم  در آینده  ما با چه واقعیتی روبه‌رو می‌شویم  و برای افزایش حس ترحم به این ربات کوچک خانم Darling از شرکت‌کنندگان در اینWorkshop  درخواست کرد تا با Pleo بازی کنند، در واقع او می‌خواست تا مردم با این دایناسور کوچک اسباب‌بازی ارتباط عاطفی برقرار کنند؛ سپس از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا این اسباب‌بازی را از بین ببرند. تقریباً همه از این کار خودداری کردند. در واقع همه به صورت غیرارادی  به این ربات به عنوان یک موجود زنده و دارای احساس نگاه می‌کردند، حتی اگر از نظر احساسی و عاطفی به این موضوع نگاه کنیم و کاملاً متوجه باشیمPleo  فقط یک ربات هوشمند است و موجود بی‌جان محسوب می‌شود، باز حاضر به نابودی آن نیستیم.

با وجود این‌که Pleo و Spot هر دو یک ربات هستند و احساس درد ندارند، خانمDarling  عقیده دارد طرز و نحوهٔ برخورد ما با این موجودات کاملاً مهم و قابل توجه است و خشونت علیه این موجودات بسیار می‌تواند ناراحت‌کننده باشد؛ بنابراین می‌توان گفت ساختن ماشینی که بتواند با انسان گفتگو کند، بسیار دلهره‌آور و پیچیده است؛ اما اگر ما بتوانیم چنین ماشینی را بسازیم طبق ادعای آقای تورینگ (Turing) طرز برخورد ما با این ماشین باید مانند برخورد با موجودی باشد که دارای عقل و شعور و احساس است.

آقای پروفسور مارک گولدفر (Mark Goldfeder) در راستای این نتیجه‌گیری اعلام کرد:

من نمی‌توانم حتی تلنگری به یک موجود که شبیه انسان است بزنم برای این‌که آزمایش کنم این موجود زنده است یا نه. من مسئول هستم با تمام موجودات شبیه به انسان، مانند یک انسان برخورد کنم حتی اگر یک ربات بدون جان باشند و خیلی بهتر است در مورد طرز برخورد خودمان با این موجودات محتاط باشیم  و از هرگونه خشوتی پرهیز کنیم، حتی اگر در این زمینه اشتباه کرده باشیم.

و نتیجهٔ روشن این است که حقوقی که در مورد این ربات‌های هوشمند قائل می‌شویم فقط بر مبنای علوم بیولوژیک نباشد، بلکه بر اساس چیزی بیشتر نظیر رعایت حقوق و احترام به موجودی مانند انسان باشد.

ما در موازی پیش از این نیز مقاله‌ای با نام “جدال بزرگ بعدی در باب حقوق شهروندی؛ حقوق شهروندی ربات ها” را منتشر کرده بودیم که در آن به بررسی حقوق شهروندی ربات‌ها و همین طور ربات جنجالی سوفیا پرداختیم. در ادامه به واکاوی بیشتر این موضوع می‌پردازیم.

چه حقوقی باید برای این ربات‌ها در نظر گرفت؟ ما ملزم به رعایت چه حقوقی در مقابل ربات‌های انسان‌نما هستیم؟

اگر این ربات‌ها بتوانند تست تورینگ (Turing) (روشی برا سنجش هوشمندی ماشین؛ در این روش یک نفر به عنوان داور بین یک انسان و ماشین گفتگو می‌کند و سعی در تشخیص ماشین از انسان دارد.) با موفقیت بگذراند، ممکن است به این نتیجه برسیم که آن‌ها سزاوار به ادامهٔ بقا هستند.

آقای پروفسور رابرت اسپرو (Robert Sparrow) از دانشگاهMonash   در ملبورن استرالیا، در سایت  TheCritiwue.com خود اظهار کرد:

این تازه اول راه است. چه اتفاقی می‌افتد اگر ما بفهمیم که رباتی که با آن در تماس هستیم قدرت تفکر و هوشی بالاتر از یک انسان بالغ را دارد؟

او در ادامه اظهار کرد:

در حقیقت از بین بردن ماشینی که بتواند از تست تویینگ عبور کند، نه تنها اشتباه است بلکه مانند کشتن یک انسان بالغ می‌باشد؛ اما این کاملاً بستگی به ظرفیت هوش و توانایی ماشین دارد. حتی ممکن است از بین بردن این ماشین  جنایتی بدتر از کشتن یک انسان باشد.

ممکن است که این عمل کاملاً از دیدگاه قانونی منطقی باشد اما آقای رایان کالو (Ryan Calo)،  متخصص در علم رباتیک و قانون سایبری در دانشگاه سیاتل آمریکا، اعلام کرد:

خیلی بعید و دور از دسترس است اگر فکر کنیم در آینده قوانینی برای حمایت از حقوق ربات‌های هوشمند تصویب می‌شود. قوانین حاضر بر پایهٔ علم بیولوژی است و اگر روزی برسد که بشر بتواند چنین ربات هوشمند انسان‌نمایی را بسازد، همه چیز ممکن است عوض شود و قوانین حاضر به نفع ربات‌ها تغییر پیدا کند.

برای خانم کریستین اندرو مسألهٔ اصلی این است که حقوق مربوط به ربات‌ها بر اساس عملکرد و ساختار آن‌ها تعریف شود؛ البته تشخیص این حقوق خیلی پیچیده است زیرا هر  کدام از این ربات‌ها خصوصیات و پیچیدگی‌های مربوط به خود را دارند، درست مثل جامعهٔ انسانی دارای عقاید و علایق خاص که هر قومیتی فرهنگ مخصوص خود را دارد، عقاید و علایقی که می‌تواند کاملاً برای گروه دیگر عجیب و ناشناخته باشد. ولی وقتی ما این ربات‌ها را به عنوان یک موجود در نظر می‌گیریم، حداقل سعی می‌کنیم در مقابل آن‌ها طرز برخورد درستی داشته باشیم؛ اگر واقعاً فکر کنیم که آن‌ها انسان هستند، علایق و حقوق آن‌ها را جدی‌تر دنبال می‌کنیم.

و شاید خیلی دور نباشد روزی که ما به این نتیجه برسیم اولین حقوق مربوط به این ربات‌ها اجازهٔ ادامهٔ بقا می‌باشد. به این ترتیب ممکن است قبل از این‌که دکمهٔ خاموش این دستگاه‌ها را فشار بدهیم به این فکر بیفتیم که این دستگاه‌ها حق ادامهٔ زندگی را دارند.

درباره نویسنده