Edward Scissorhands ( ادوارد دست قیچی)

بررسی و نقد فیلم ادوارد دست قیچی ( Edward Scissorhands )

ادوارد دست قیچی
  • کارگردان

    تیم برتون

  • بازیگران شاخص

    جانی دپ | وینونا رایدر | داین ویست | کتی بیکر | آنتونی مایکل هال | وینسنت پرایس

  • کشور سازنده

    ایالات متحده امریکا

  • زمان فیلم/سریال

    ۱۰۵ دقیقه

  • امتیاز در metacritic

    ۷۴/۱۰۰

  • نام فیلم

    Edward Scissorhands ( ادوارد دست قیچی)

  • سال تولید

    ۱۹۹۰

  • ژانر

    درام | فانتزی

  • نویسنده

    تیم برتون

  • امتیاز در IMDB

    ۷.۹ از ۱۰

ادوارد، شبه انسانی که جای دست هایش قیچی دارد. . او به شکلی اتفاقی وارد یک خانواده معمولی می شود. بر خلاف همه ربات های که در فیلم های علمی تخیلی دیده ایم، احساس های انسانیِ پررنگ، برجسته ترین ویژگی ادوارد است که باعث می شود او عاشق دختر خانواده، “کیم” بشود. داستان، ماجرای برخورد های این رباتِ انسان تر از انسان ها، با بدی ها، مشکلات و حوادثی است که برایش رخ می دهد.

ادوارد و ربات های دیگر

اگر سازندگان فیلم های علمی _ تخیلی مثل آی روبو یا ترمیناتور، فکر می کردند که در آینده، ربات های ساخته دست انسان، صاحب اراده و آگاهی مستقل می شوند و بر انسان ها شورش می کنند و دودمان بشر را به باد می دهند. برتون، شاهکاری فانتزی از شبه انسانی می سازد که نه تنها بر انسان ها نشوریده، که احساسات انسانی را حتی بهتر از انسان ها به آنها نمایش می دهد. ادوارد هم به نوعی یک ربات است. اما او هم درست مانند ماشین های سری T در ترمیناتور ( ۲۰۰۳) و یا ربات پلیس در چاپی (۲۰۱۵)، اراده مستقل دارد، فکر می کند، تصمیم می گیرد و بر مبنای خواست و دستور کسی عمل نمی کند.

اما ادوارد، یک ربات شورشی نیست. او ماشینی نیست که فشار انسان های بالای دستش، او را عصبانی کرده باشد او قصد جان انسان ها را نکرده. او حتی عاشق “کیم” می شود. به انسان ها عشق می روزد، به همسایه ها در آرایشگری و آشپزی کمک می کند، برای نجات پتی ( مادر کیم) خود را به خطر می اندازد. ادوارد به انسان ها وفادار است و ماجرای دزدی کیم و جیم را به پلیس ها لو نمی دهد . حتی با تمام بدی هایی که جیم به ادوارد می کند، او بدی های جیم را به همه انسان ها تسری نمی دهد و فقط حساب جیم را کف دستش می گذارد. حتی با اینکه انسان ها او را از خود می رانند. او از خودبیگانه و سرخورده نمی شود. به گلهایش رسیدگی می کند و همچنان به کیم عشق می ورزد.

جامعه شناسی ربات های علمی تخیلی؛ مثل ادوراد

اگر داستان ادوارد را برای کارل مارکس تعریف کنیم، او جا خواهد خورد. چرا باید یک ربات، به جای شورش و انقلاب، همراه انسان ها یک زندگی انسانی بکند. او قطعاً برای انسان ها، موجودی پست تر تلقی می شود و آنها او را به کار خواهند گرفت تا احتیاجاتشان را برآورده کنند. چرا باید انسان ها او را مانند خود تصور کنند به خانواده های خود راه دهند؟ و او نیز انسان ها را آنقدر مانند خود تصور کند که عاشق آنها بشود؟ در نگرش مارکس، یک ربات عاقل دارای اراده و آگاهی مستقل، انقلاب خواهد کرد و حقوق ضایع شده خود را از انسان ها پس خواهد گرفت. آنهم به گونه ای رادیکال.

ادوارد دست قیچی، در نگاهی جامعه شناختی، می تواند رابطه نزدیکی با نقادی های مارکسیسم داشته باشد و شاید ارزشی را طرح کرده باشد که مارکس در روابط انسانی، آن را ندیده. آن ارزش عواطف انسانی است. انسانیت عاطفی و رابطه های قلبی آدم ها، که بر خلاف اندیشه مارکس، می تواند بر شیوه های تولید یا نظام آگاهی کاذب طبقه پرولتاریا فائق بیاید و باعث شود اوضاع آنگونه که مارکس می گوید پیش نرود. شاید هم اینگونه نیست. این تنها نگاهی جامعه شناختی به تمایز رفتار ربات های آزاد در فیلم هایی است که می شناسیم.

آیا می‎دانستید ؟

آیا می‎دانستید که ادروارد در کل فیلم ۱۶۹ کلمه صحبت کرده است؟

گالری تصاویر فیلم ادوارد دست قیچی

درباره نویسنده: