فیلم میان‎ستاره‎ای ( Interstellar ) : نبرد بقا، جایی میان ستاره‌ها

بررسی و نقد فیلم بین ستاره ای ( interstellar )

میان ستاره ای
  • کارگردان

    کریستوفر نولان

  • بازیگران شاخص

    متیو مک کانهی | آن هاتاوی | وس بنتلی | جسیکا چستین

  • کشور سازنده

    ایالات متحده آمریکا | انگلیس

  • زمان فیلم/سریال

    ۱۶۹ دقیقه

  • امتیاز در Metacritic

    ۷۶/۱۰۰

  • نام فیلم

    میان‎ستاره ای ( Interstellar )

  • سال تولید

    ۲۰۱۴

  • ژانر

    ماجراجویی | علمی تخیلی

  • نویسنده

    برادران نولان

  • امتیاز در IMDB

    ۸.۶/۱۰

فیلم میان‎ستاره‎ای به جرات یکی از بهترین ساخته‌های کریستوفر نولان (Christopher Edward Nolan) است. این را از امتیازات بالای این فیلم هم می‌شود متوجه شد. اما چیزی که این فیلم را فیلمی شگفت انگیز می‌کند، ترکیب  فیلمی درام-عاشقانه در فیلمی علمی-تخیلی است.

فیلم میان‎ستاره‎ای سرشار از تضادهایی است که آن را یک فیلم ویژه می‌کند. هم سرگرم‌کننده و هم متافیزکال؛ هم سرشار از نظریات خشک علمی ،هم مملو از عواطف لطیف انسانی. میان‌ستاره‌ای با داستان پیچیده و سرگیجه آوری که دارد، از اهمیت خانواده ،عشق، ایثار و غریزه بقا می‌گوید.

متیو مک کانهی میان‎ستاره ای

زوال دنیا

همه چیز از مزرعه ذرت خانواده کوپر شروع می شود. در نگاه اول تصور می شود فیلم در زمان گذشته رخ می‌دهد، تجهیزات امروزی وجود ندارند. همه چیز خیلی ساده و عقب افتاده است. بیننده جایی برق از سرش می‌پرد که می‌فهمد: نخیر! این آینده توست.

آینده‌ای که فکرش را هم نمی‌کردی، دنیایی که از شدت کمبود منابع دیگر نه تکنولوژی در آن ذره‌ای  اهمیت دارد، نه ارتش! در این دنیا کشاورزی حرف اول را می‌زند. محصولات کشاورزی روز به روز بیشتر از بین می‌روند و مردم هر روز گرسنه‌تر از دیروز! در این دنیا دیگر نوع گوشی هوشمند و مدهای روز دنیا اهمیتی ندارد.

سکانس ویژه ای که به این قضیه می‌پردازد صحنه مکالمه کوپر و دونالد است. دونالد پیرمردی است که در دوران ما یعنی امروز دنیا زندگی می‌کرده است.

کوپر : ما انسان‌ها خودمان را فراموش کرده‌ایم، پیشگامان ،مخترعان ،نه مستخدم‌ها!

دونالد: در زمان ما هر روز چیز جدیدی اختراع می‌شد، ۶ بیلیون انسان وجود داشت و هر کدومشون همه چی رو می‌خواستن، این دنیا جای خیلی بدی هم نیست. تویی که متعلق به این جا نیستی ( اشاره به تفکرات کوپر که به گذشته تعلق دارد)، اینو بچه هات هم میدونن به خصوص مورف!

کوپر: ما عادت داشتیم به آسمون نگاه کنیم و بگیم مکانمون جایی  میان‌ستاره‌ای  است ،حالا به پایین نگاه می‌کنیم و نگران مکانمون هستیم که تو کثافت غرق شده!

در واقع جاناتان نولان( Jonathan Nolan) به دنبال ساختن یک آرماگدون بوده است. او در مصاحبه ای شاره کرده است: “در واقع  می‌خواستم یک آرماگدون (نبرد بین خیر و شر) در پایان جهان بسازم که کمتر جنبه شخصی داشته باشد، مثلا جهان ما را از صفحه روزگار محو کند.”(مصاحبه جردن گلدربرگ با جاناتان نولان و کریستوفر نولان)

توسط چه کسی؟ توسط “آنها“.

پنجره ی سرنوشت

پنجره ی سرنوشت

در سکانس جالب دیگری شاهد آن هستیم که طوفان شدید گرد و غبار رخ می‌دهد و همه به خانه باز می‌گردند، اما مورف فراموش کرده است که پنجره اتاقش را ببندد. کوپر و مورف متوجه خطوط ایجاد شده بر روی زمین می‌شوند و مورف همچنان تاکید می‌کند که روح این خطوط را ایجاد کرده است. کوپر ساعت ها به خطوط خیره میشود و متوجه میشود که این خطوط ناشی از جاذبه است و یک پیام باینری را نشان می‌دهد که مربوط به مختصات مکانی است.

این مختصات مورف و کوپر را به ناسا(NASA) می‌رساند، مکانی که سال‌هاست از دیده همگان پنهان شده است. در ظاهر ناسا به علت سر‌باززدن از بمب باران مردم قحطی زده از استراتوسفر فعالیت‌اش متوقف شده بوده است. اما در اصل چنین نبوده و آن‌ها پنهانی به کار خود ادامه داده‌اند.

در ناسا از کوپر خواسته می‌شود که خلبان آخرین سفینه موجود یعنی ایندورنس باشد. ماموریت  آن‌ها سفر به کرم‌چاله‌ای در نزدیکی سیاره زحل است. در فیلم (!) کرم‌چاله‌ها در واقع ناهنجاری های زمانی-مکانی هستند که سفر به کهکشانی دیگر را ممکن می‌کنند. این کرم چاله ۴۸ سال پیش در آن محل دیده شده است.

  • – توسط چه کسی؟ توسط “آنها“.

همان‌هایی که کوپر را به ناسا کشانده اند.

آنها این فضای سه بعدی رو تو دنیای پنج بعدی خودشون ساختن تا تو(کوپر) بتونی درکش کنی!

مرکز گارگنتوا ، بعد چهارم هستی

مرکز گارگنتوا ، بعد چهارم هستی….

به جرات جذاب‌ترین صحنه فیلم، عبور کوپر از سیاه‌چاله و سقوط به مرکز آن است. جایی که به گفته تارس (ربات مهربان و بامزه)  توسط “آنها” ساخته شده است.

تارسآنها این فضای سه بعدی رو تو دنیای پنج بعدی خودشون ساختن تا تو(کوپر) بتونی درکش کنی!

در اینجا، دراماتیک ترین صحنه فیلم را شاهد هستیم:

کوپر از اینکه مورف را ترک کرده پشیمان و درمانده است طوری که برای او پیام مورس می‌فرستد و می‌گوید”بمان”.

و مورف (چهل سال) سعی می‌کند تا پیام پدر را بفهمد، او می‌خواهد نسل بشر را نجات دهد، یعنی تلاش برای بقا!

در اینجاست که کوپر پی می‌برد جاذبه کلید گمشده ماجراست. تنها چیزی که از هر چهار بعد می‌تواند عبور کند! کوپر کلید نجات مردم زمین را با حرکت دادن عقربه‌ی ثانیه شمار ساعتی که به مورف هدیه داده است ،به او منتقل می‌کند.

آیا می دانستید؟

آیا می دانستید کریستوفر نولان ، برای سکانس مزرعه‎ی ذرت، با توجه به تجربه‎ی فیلم مرد پولادین ۵۰۰ هکتار ذرت کاشت؟

بعد از پایان فیلم برداری ذرت ها فروخته شدند و برای فیلم سود آوری هم داشته است.

آن‌ها چه کسانی هستند؟

پاسخ به این سوال توسط کوپر در فیلم داده می‌شود ،کوپر متوجه می‌شود که “آن‌ها” در واقع موجوداتی ناشناخته نیستند. “آن‌ها” همان انسان‌های پیشرفته آینده هستند که آنقدر پیشرفت کرده اند که در فضای ۵ بعدی زندگی می‌کنند و این کرم چاله را ساخته‌اند تا کوپر و مورف بتوانند انسان‌های زمین را نجات دهند (نقشه A) !

البته قبل‌تر مطرح شده است آن‌ها همان انسان‌هایی هستند که توسط کلونی که آملیا در سیاره ادموندز ایجاد کرده بود، بوجود آمده‌اند (نقشهB) و اکنون به دنبال نجات گذشتگان خود هستند.

شما چطور فکر میکنید؟ ماهیت واقعی آنها چیست ؟

گالری تصاویر فیلم میان ستاره ای

شات لیست فیلم میان ستاره ای
پوستر فیلم میان ستاره ای
پوستر فیلم میان ستاره ای
پوستر فیلم میان ستاره ای
پوستر فیلم میان ستاره ای
پوستر فیلم میان ستاره ای

درباره نویسنده:

۲ پاسخ ها

نظرات بسته است